زين العابدين شيروانى

481

بستان السياحه ( فارسي )

قليلى حنفىمذهب و اقلّ قليل شيعهء اماميّه‌اند اكثر مستوى مستوىالخلقه و سفيدچهره و لطيف‌اندام باشند ملك كرجستان از كشور ايران محسوب مىشود سالهاى فراوان در تصرّف ملوك ايران و در حوزهء مسلمانان بود بعد از انقراض دولت صفويّه كرجيان عصيان ورزيده اكثر اوقات باستقلال حكومت مىكردند اكنون قرب سى سال مىشود طايفهء روسيّه مسخّر نموده‌اند تا حال در تصرّف ايشانست اكرچه راقم آن ملك را نديده اهل آنجا را بسيار ديده و احوال مردمش رسيده است ذكر كراش بر وزن فراش قلعه‌ايست خداآفرين در يك‌منزلى خطّهء لار واقع و آن يك قطعه كوه به شكل مخروطى و اطرافش واسع است و آن مانند تل بزركيست از تحت الى فوق عمارتست و قرب هفتصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست آبش بسيار كم و اكثر اوقات آب باران در بركها ذخيره نموده مصرف رسانند هوايش به‌غايت كرم و نخلستان فراوان دارد مردمش شيعىمذهب و بدوىمشربند و معرفت ندارند ذكر كرى مهمل آن مرى است نام روديست در راه كشمير آبش به‌غايت دلپذير و سرد است و آن در يك‌منزلى مظفّرآباد واقع راقم مانند آن آب موسم تابستان در برودت و كوارندكى مشاهده ننموده است ذكر كريد بر وزن دريد جزيره‌ايست مستفيد و چهار صد ميل دور است و بلادآباد و نواحى خجسته بنياد مضافات اوست آبش خوش‌كوار و هوايش سازكار و آن از جزاير روم و در بحر ابيض واقع شده و سمت مغرب اسلامبول اتفاق افتاده مردمش اكثر حنفىمذهب و ديكر نصارى عموما خوب‌صورت و لطيف‌طبع و سفيدرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند اكرچه راقم جزيرهء كريد نديده امّا مردم آن جزيره را بسيار ديده ذكر كلاب قلعه‌ايست متانت‌مآب از قلاع فارس و در هفت فرسخى بلدهء بهبهان واقع و آن قلعهء به‌غايت محكم و بسيار مستحكم است و يكپارچه كوهى است كه به كوه ديكر اتّصال ندارد و دو نفر را از صد هزار دشمن نكه دارد ذكر كلكنده شهريست فرخنده از شهرهاى دكن و مدينه‌ايست بزرك مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمان حنفىمذهب راقم نديده ذكر كنجه بر وزن رنجه شهريست بزرك و خوب و دياريست مرغوب از بلاد اران و از مضافات آذربايجان و از اقليم پنجم آبش كوارا و هوايش فرح‌افزا و زمينش مرتفع است در اين باب كفته‌اند بيت چند شهر است اندر ايران مرتفع‌تر از همه * بهتر و سازنده‌تر از خوبى آب و هوا كنجهء پركنج و وزان پس صفاهان در عراق * در خراسان مرو و طوس است اين نباشد افترا مردمش ترك‌زبان و اكثر شيعه اماميّه‌اند و ديكر نصارى عموما سفيدچهره و از متاع حسن بابهره‌اند قرب بيست و پنج سال مىشود كه طايفهء روسيّه آنجا را بقهر و غلبه مفتوح ساخته‌اند و قتل بافراط نموده و غايت خرابى در آن ديار كرده‌اند اكنون در تصرّف اهل روس است اشخاص صاحب معرفت از آنجا ظهور نموده‌اند من‌جمله شيخ نظامى صاحب خمسه و مريد شيخ اخى فرج زنجانى و ابو العلاى شاعر از آنجا بوده‌اند ذكر كنك بر وزن رنك نام بلده‌ايست از بلاد بنكاله و از صوبه عظيم‌آباد و ديكر نام روديست مشهور كه منبع آن از جبال كشمير و در كوارندكى بىنظير است و از طرف شمال برمىخيزد و داخل هند مىشود و ملك فرّخ‌آباد و اكبرآباد و اللّه‌آباد را قطع كرده از كنار بنارس عبور و از وسط ملك بنكاله مرور نموده به دريا مىريزد و جماعت هندوان بدان آب اعتقاد تمام دارند و سخنان غريب در حقّ آن آب بر زبان آرند از آن جمله مىكويند منبع آن آب از بهشت است به استدعاى يكى از اكابر ايشان بارىتعالى بر زمين جارى كردانيده است و از خواص آن آب يكى آنست كه قليلى از آن در ظرفى مدّت كثير بماند كنديده نشود به‌غايت كوارنده و ماهى سقنقور در ساحل آن پيدا مىشود راقم مكرّر مشاهده كرده و آبش را خورده الحق آن آب خالى از غرابت نباشد ذكر كوران نام طايفه‌ايست از طوايف كردان چون آن مكان از آن طايفه آباد و معمور است لهذا بنام آن جماعت مشهور و معروفست آنجا را كوران دشت كويند از بلاد كردستان و سمت مغرب كرمانشاهان و مسافت سه مرحله دور و اكثر ميوه‌ها در آنجا موفور است سيّما انار و انجير و انكورش نامحصور است هوايش بكرمى مايل و آبش معتدل و مردمش علىاللّهى و از معالم معرفت دور و از عوالم